پير جمال الدين محمد اردستانى
412
مرآت الافراد ( فارسى )
پير منم ، جوان منم ، تير منم ، كمان منم * دولتِ جاودان منم ، من نه منم ، نه من منم ( فقط يك بيت ) ، 333 وقت آنست كه ميخانه درش باز كنيم . * خوشبهاريست ، بيا تا طرب آغاز كنيم . . . ( پنج بيت ) ، 190 ، 108 - 109 اى بسا دو ترك چون بيگانگان ؛ * اى بسا هند و ترك همزبان . . . ( دو بيت ) ، 102 از زمين ديار اردستان * اوفتادم به مُلك تركستان . . . ( چهار بيت ) ، 18 لفظ در معنى هميشه نارسان * زان پيغمبر گفت قد كلّ اللسان . . . ( دو بيت ) ، 295 اى بسا هندو و ترك همزبان * اى بسا دو ترك چون بيگانگان . . . ( دو بيت ) ، 301 مرا از كريمان صاحبزمان * توئى مانده باقى كه باقى بمان ( فقط يك بيت ) ، 306 زمانه هر زمان نقشى دگرگون * به عالم مىنُمايد بىچه و چون . . . ( دو بيت ) ، 247 زنهار چو كور بر سر راه نشين ، * هم بر سر راه نيز آگاه نشين . . . ( شش بيت ) ، 220 گر امينم متّهم نبود امين ، * گر بگويم آسمان را من زمين ( فقط يك بيت ) ، 155 خيز اى پسر ، خيز اى پسر ، وز خويشتن بيزار شو ، * رسوا شو اندر عاشقى ، وز عشق برخوردار شو . . . ( نوزده بيت ) ، 88 - 89 ، 116 ، 189 پيك صبا ، خيز و رو دربهدر و كُو به كُو ، * در پى زنجير دل باز نُما مُوبهمُو ( فقط يك بيت ) ، 262 همراه رفيق باش اى سالك راه ، * تا پس نروى ، همچو جُعَل در بُن چاه . . . ( شش بيت ) ، 268 دل چو كبوتر بچهاى مر سوى شهباز آمده * تا طعمهء بازان شود ، كو تازه پرواز آمده . . . ( پنج بيت ) ، 194 ، 195 بىدرد و ملامتِ جدائى * مخفيست حرارتِ خدائى ( پنج بيت ) ، 240 بهار آمد ، بيا مى خور اگر رندى و شيدائى ، * كه مى مفتاح اين بابست و تو باب دل مائى . . . ( سى و سه بيت ) ، 185 ، 130 ، 131 ، 132 ، 133